ميرزا حسن حسينى فسايى
169
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
الشريعه از مجتهدى به يك واسطه خريده ، تصرف نمودهاند و اين بنده خدمت علماى شيراز و دار الخلافهء طهران و عتبات عاليات ، عارض گشته ، كتابچه استشهادنامه و وقفنامهء قديم و احكام جماعتى از علما كه هر يك در زمان خود ، حجة الاسلام مسلمانان بودند مانند : غفرانمآبان شيخ محمد حسن حجة الاسلام نجفى « 1 » ، استاد فقها و حاجى سيد اسد اللّه ، حجة الاسلام اصفهانى و حاجى شيخ عبد الرحيم بروجردى و حاجى محمد جعفر آبادهاى را به حضور آنها فرستادم و بعد از ملاحظه نوشتهجات هر يك از مجتهدين ( دامت بركاتهم ) « 2 » ، مانند جنابان مستطابان حجة الاسلام آقاى حاجى ملا على طهرانى و حجة الاسلام آقاى حاجى سيد على بحر العلوم نجفى و آقا سيد صادق مجتهد طهرانى و حاجى شيخ زين العابدين مجتهد مازندرانى و آخوند ملا محمد مجتهد ايروانى و آخوند ملا حسين فاضل اردكانى يزدى و جناب آقا ميرزا محمد حسن مجتهد آشتيانى و جناب سلطان العلما حاجى شيخ يحيى امام جمعه « 3 » و جماعت مملكت فارس و تمام علماى شيراز ( كثر اللّه امثالهم « 4 » ) هر يك حكم بر وقفيت آن و حقيت توليت « 5 » اين بندهء دعاگو فرمودند [ و ] به مهر و خط خود نگاشتند و بعد از گذشتن اسناد و احكام شرعى و نقشه فارس و عريضهء اين بنده از لحاظ مبارك شاهنشاهى ( خلد اللّه ملكه « 6 » ) ، فرمان مهر لمعان « 7 » قضاشيم « 8 » قدر توأمان « 9 » ، در استرداد سهلآباد وقفى ، شرف صدور يافت و بعد از وصول فرمان مبارك به شيراز ، حضرت اشرف امجد و الا ، حاجى معتمد الدوله ( طول اللّه عمره و عزه « 10 » ) مجلسى را مشحون از علما و اركان دولت و تجار شيراز بياراست و عاليجناب ، حاجى شيخ حسين ناظم الشريعه را حاضر داشت و احكام وقفيه سهلآباد و فرمان مهر لمعان مبارك را ، كلمه به كلمه به زبان شريف خود بر اهل مجلس برخواند و خطوط و امهار « 11 » آنها را به يكيك حاضرين نماياند ، پس به ناظم الشريعه فرمود تاكنون اگر اعتنائى به احكام شرعيه وقفيه سهلآباد ، نشده ، مكافات و جزاى آن به عالم آخرت افتاده اما به موجب فرمان اعليحضرت ظل اللهى ، ( روحنا فداه « 12 » ) كه از قديم گفتهاند چه فرمان يزدان چه فرمان شاه ، يا سهلآباد را بايد واگذاشت يا جواب پسنديده بايد داشت ، ناظم الشريعه سكوت نمود و حضار مجلس گفتند : « بايد سهلآباد را به تصرف وقف دهيد » .
--> ( 1 ) . رجوع شود به علماى شيراز در همين كتاب . ( 2 ) . جملهاى دعائى به معنى : بر دوام و پيوسته باد بركتهاى ايشان . ( 3 ) . شيخ يحيى فرزند شيخ ابو تراب امام جمعه شيراز است كه در همين كتاب در ذكر سلسله جليله امام جمعه ( از اعيان محله سرباغ شيراز ) احوال وى آمده است . ( 4 ) . جمله دعائى به معنى : ( خداوند مانندهاى ايشان را افزون كناد ) است . ( 5 ) . حق توليت : حق عهدهدارى و سرپرستى امور موقوفات و مزارات . ( 6 ) . جمله دعائى به معنى : ( خداوند پادشاهى او را جاويد بداراد ) . ( 7 ) . به درخشندگى خورشيد . ( 8 ) . شيم جمع شيمه به معنى : خلقها - طبيعتها - عادتها . ( 9 ) . فرمان مهر لمعان ، قضاشيم ، قدر توامان : فرمانى كه به درخشندگى خورشيد است و هم طبيعت قضا و همزاد قدر است . ( يعنى نفوذ آن چون قضا و قدر قطعى و بيدرنگ است ) . ( 10 ) . جمله دعائى به معنى : ( خداوند عمر و عزت او را طولانى كناد ) . ( 11 ) . جمع مهر ( به ضم اول ) . ( 12 ) . جمله دعائى به معنى : ( روان ما برخى او باد ) .